الدَمُ، فَقَالَ أَمِيرُ النَحْلِ -عَزَّ عَزُّهُ- لِعَبْدِ اللّٰهِ بْنِ سَبَأ عَلَيْهِ السَلامُ وَإِخْوَتِهِ: "خُذُوا بِيَدِ أُخْتِكُمْ وَاِمْضُوا وَاِسْأَلُوهَا أَنْ تَجْعَلَكُمْ فِي حَلٍّ فَفَعَلُوا ذٰلِكَ".
و مانند آن است آنچه سرورم و شیخم با اسناد خود از مشایخ خویش رضی الله عنهم برایم حدیث کرد که عبدالله بن سبأ علیه السلام و برادرانش نزد مولای ما امیرالمؤمنین که عزتش گرامی باد آمدند و خواهرشان همراهشان بود. پس گفتند: «ای امیرالمؤمنین، این خواهر ما بیوه و بیشوهر است. امروز او را برای کاری فرستادیم، پس در حالی که از سنگینی شکمش مینالید و آه میکشید برخاست. ما به حال او شک کردیم و زنی ماما را بر او وارد ساختیم. پس ماما از شکمش لباس را بالا زد تا موضع درد را ببیند و چون او را مشاهده کرد، گفت که او حامله است. و ما او را به تو تسلیم کردیم تا حکم خود را که همان حکم خدا و رسولش است، دربارهاش جاری کنی.»
پس امیرالمؤمنین که عزتش گرامی باد به آنان فرمود: «ماما در گفتارش به شما که او حامله است راست گفته، لیکن ندانسته است که این حمل چیست و سبب آن چه بوده است.» سپس به زن فرمود: «رو به من کن.» پس رو کرد. سپس به او فرمود: «پشت کن.» پس پشت کرد. آنگاه فرمود: «این خواهر شما با آبی سرد که در آن زالو بوده، غسل کرده است و زالویی وارد رحم او شده و از آن، این حالتی که به شکل حاملگی میبینید پدید آمده است. لیکن بنشینید تا آن را به چشم ببینید.» پس همانطور که امرشان




