و اما در مورد فرمودهٔ او: (و باران را فرو میفرستد): به اجماع روایت شده است که قبیله بنی دارم نزد مولای ما امیرالمؤمنین که عزتش گرامی باد آمدند و از قطع شدن بارش و اینکه سختی و گزند آنان را به ستوه آورده است، به او شکایت کردند. پس به ایشان فرمود: «به دیار خود بازگردید که در همین امروزتان سیراب شدید». و آنان به قبیلهٔ خویش بازگشتند و دریافتند که سرزمینشان در همان روزی که در محضر مولای ما که عزتش گرامی باد حاضر شده بودند، بارانی شده است.
[۱۵۲] وَمِثْلُهُ مَا رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللّٰهِ -عَزَّ عَزُّهُ- كَانَ جَالِسًا وَأَمِيرُ المُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- إِلَى جَانِبِهِ وَالمُسْلِمُونَ مُجْتَمِعُونَ مِنْ حَوْلِهِ فَقَالَ لَهُ: "يَا عَلِيُّ أَنَا عَطْشَانٌ" وَكَانَ إِلَى جَانِبِهِ صَخْرَةٌ فَضَرَبَهَا مَوْلَانَا -عَزَّ عَزُّهُ- بِقَضِيبٍ كَانَ مَعَهُ فَاِنْبَجَسَ مِنْهَا مَاءٌ زُلَالٌ، فَشَرِبَ مِنْهُ سَيِّدُنَا الرَسُولُ -عَزَّ عَزُّهُ- وَمَنْ حَضَرَ فَأَنْزَلَ الغَيْثَ وَأَنْبَعَ المَاءَ مِنَ الحَجَرِ.
و مانند آن، آنچه روایت شده است که رسول الله که عزتش گرامی باد نشسته بود و امیرالمؤمنین که عزتش گرامی باد در کنارش بود و مسلمانان گِرد او جمع بودند، پس به او فرمود: «ای علی، من تشنهام». و در کنار او صخرهای بود. پس مولای ما که عزتش گرامی باد چوبدستی یا شاخهای که همراه داشت، بر آن ضربهای زد و از آن آبی گوارا جوشیدن گرفت. پس سرور ما رسول که عزتش گرامی باد و حاضران از آن نوشیدند. پس او باران را نازل کرد و آب را از سنگ جوشانید.




