مَسَاءَتَهُ، فَمَنْ كَرِهْتُ مَسَاءَتَهُ فَحَقَّ عَلَى عِبَادِي أَنْ يَطْلُبُوا مَرَضَاتَهُ، وَلَا أحَدَ أَضْيَعَ لِحَقِهِ مِنْ أَخِيهِ، وَلَوْلَا ذٰلِكَ لَظَهَرَ لَهُمْ الحَقُّ".
و عَدَوی از حماد بن عیسی حدیث کرد که گفت: مولای ما صادق که عزتش والا باد فرمود: «خداوند عز و جل میفرماید: همانا بندهی مؤمن به وسیلهی نوافل (عبادات مستحب) به من تقرب میجوید تا آنکه دوستش بدارم. پس چون دوستش داشتم، من زبان او میشوم که با آن سخن میگوید، و چشم او که با آن میبیند، و گوش او که با آن میشنود، و دست او که با آن با قدرت ضربه میزند و در هیچ کاری که انجام دهندهی آنم، تردید نکردهام، مانند تردیدم در گرفتن جان بندهی مؤمنم؛ او مرگ را ناخوشایند میدارد و من نیز ناراحت کردن او را ناخوشایند میدارم. پس هرکس که من ناراحتیاش را نخواهم، بر بندگانم واجب است که رضایت او را بطلبند. و هیچکس بیش از برادرش، حق او را ضایع نمیکند، و اگر چنین نبود، هرآینه حق برایشان آشکار میشد.»




