و به اسناد او از جابر بن یزید جُعفی که سلام بر او باد روایت است که گفت: به مولایم صادق که عزتش والا باد عرض کردم: همانا من در برخی اوقات دچار اندوهی میشوم که بیدلیل و بیسبب به من دست میدهد و در چهرهام آشکار میشود، علت آن چیست؟ پس مولایم فرمود: «ای جابر، همانا خداوند هیاکل مؤمنان را از گِل بهشتها آفرید و از روح رحمت خویش در آن دمید. پس هرگاه به یکی از آنان به سبب گناه یا خطایی که مرتکب شده، امر دشواری برسد، ارواح دیگر مؤمنان در زمین به دلیل نزدیکی و اتصالشان با او، محزون میشوند. و به همین ترتیب، اجساد مشرکان را از گِل تباهی و فساد آفرید و آنان نیز بر همین منوالاند.»
[۱۳۵] وَعَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَحْيِّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِيسَى الفَرَّاءِ عَنْ زَيْدِ بْنِ خَلِيفَةَ قَالَ: قَالَ مَوْلايَ الصادِقُ -عَزَّ عَزُّهُ- : "إِنَّ المُؤْمِنَ لِيَدْخُلُ القَرْيَةَ وَلَيْسَ فِيهَا إِلَّا مُؤْمِنٌ واحِدٌ، فَتَصِلُ رُوحَ هٰذَا إِلَى رُوحِ هٰذَا وَرُوحُ هٰذَا إِلَى هٰذَا حَتَّى يَلْتَقِيَا".
و از علی بن محمد از یحیی بن محمد از عیسی فَرّاء از زید بن خلیفه روایت است که گفت: مولایم صادق که عزتش والا باد فرمود: «همانا مؤمن به شهری وارد میشود که در آن جز یک مؤمن نیست، پس روح این به روح آن، و روح آن به این میپیوندد تا آنکه یکدیگر را ملاقات کنند.»




