[۱۲۳] وَرُوِيَ عَنْ المُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ إِلَيْهِ التَسْلِيمُ أَنَّهُ قَالَ: "نِهايَةُ مَا فِي الدَارِ مَعْرِفَةُ اللّٰهِ فَإِذَا أَعْطَاهَا لِعَبْدِهِ الفَقِيرِ فَقَدْ أَعْطَاهُ نِهَايَةَ المُلْكِ".
و از مفضل بن عمر که تسلیم بر او باد روایت شده است که گفت: «نهایتِ آنچه در جهان هستی وجود دارد، معرفت خداوند است. پس هنگامی که آن را به بندهی فقیر خود عطا کند، همانا نهایتِ پادشاهی را به او بخشیده است.»
[۱۲۴] وَعَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَلَيْهِ السَلَامُ قَالَ: قَالَ لِي مَوْلَانَا الصَادِقُ -عَزَّ عَزُّهُ- : "مَنْ وَجَدَ بَرْدَ حُبِنَا فِي قَلْبَهِ فَلْيَحْمَدِ اللّٰهَ عَلَى أَوَّلِ النِعَمِ" قُلْتُ: سَيِّدِي مَا أَوَّلُ النِعَمِ؟ قالَ: "طَيِّبُ الوِلَادَةِ".
و از اسحاق بن عمار علیه السلام روایت است که گفت: مولای ما صادق که عزتش والا باد به من فرمود: «هرکس خنکای محبت ما را در قلبش بیابد، پس باید خداوند را بر نخستینِ نعمتها سپاس گوید.» عرض کردم: «سرورم، نخستینِ نعمتها چیست؟» فرمود: «پاکیِ ولادت.»




