[۱۱۹] وَحَدَّثَنِي مَوْلَايَ شَيْخِي رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ بِرِوَايَتِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ السَيِّدِ الرَسُولِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ يَوْمًا لِسَلْمَانَ مِنْهُ السَلامُ وَقَدْ دَخَلَ عَلَيْهِ: كَيْفَ أَصْبَحْتَ يا سَلْمَانُ؟ فَقَالَ: مُؤْمِنًا حَقًّا، فَقَالَ لَهُ: مَا عَلامَةُ إِيمَانِكَ؟ فَقَالَ سَلْمَانُ: عَرَفْتُ الإِتْصَالَ مِنَ الإِنْفِصَالِ، قَالَ المِيمُ -عَزَّ عَزُّهُ- : "عَرَفْتَ فَاِلْزَمْ".
فَالإِتْصَالُ مَعْرِفَةُ الإِسْمِ الأَعْظَمِ وَاِتِصَالُهُ بِنُورِ الذَاتِ فِي القِدَمِ وَالإِنْفِصَالُ ظُهُورُهُ مِنْهَا لِإِظْهَارِ القُدْرَةِ وَالآياتِ وَالحُكْمِ.
و مولا و شیخ من رضی الله عنه برایم با روایت خود از رجال خود از سید رسول که عزت و بزرگیاش باد حدیث گفت که روزی به سلمان که سلام بر او باد در حالی که بر ایشان وارد شده بود، فرمود: «چگونه صبح کردی ای سلمان؟» پس عرض کرد: «مؤمنی حقیقی.» پس به او فرمود: «نشانهی ایمانت چیست؟» سلمان عرض کرد: «اتصال را از انفصال شناختم.» میم (اشاره به سید رسول محمد) که عزت و بزرگیاش
باد فرمود: «شناختی، پس بر آن پایبند باش.»
پس اتصال، معرفت اسم اعظم و پیوستگی آن به نور ذات درازل است. و انفصال، ظهور آن (اسم) از ذات برای آشکار ساختن قدرت و آیات و حِکَم است.




