و با همان سند، از شیخ ابی الحسین، از مشایخ او رضی الله عنهم، از اسحاق بن عمار روایت است که گفت:به مولایم صادق الوعد -عَزَّ عَزُّهُ- عرض کردم:فدایت شوم، همسایهای دارم که بسیار روزه میگیرد، بسیار صدقه میدهد و بسیار به حج میرود، و شخص موجهی است.مولایم به من فرمود:ای اسحاق، عقلش چگونه است؟
عرض کردم:عقلی ندارد. فرمود:پس به آن کارها از او اعتنایی مکن.
( عقل و ادب )
[8] وَعَنْهُ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مَوْلَانَا الرِضَا -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: "العَقْلُ حِبَاءٌ مِنَ اللّٰهِ جَلَّ إِسْمُهُ وَالأَدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَكَلَّفَ العَقْلَ لَمْ يَزْدَدْ إِلَّا جَهَالَةً".
و از او، از رجال خود، از مولای ما رضا، که عزتش بزرگ باد، روایت
است که ایشان فرمود:عقل،هدیهای است از سوی خداوند، که نامش بزرگ است، و ادب، نیازمند کوشش و تلاش است. پس هر که برای ادب کوشید، بر آن توانا میگردد، و هر که برای به دست آوردنِ عقل به زحمت افتد وتظاهر به آن کند، جز بر نادانیاش افزوده نخواهد شد.




