اگر در شنیدن علم نیز برابر بودند، پیش از آنکه با طالبِ رویآورده سخن بگوید، باید با ده تن از آنان مشورت کند. پس زمانی که آنان به او اجازهی سخن گفتن با آن طالب را دادند و روش او را ستودند و از اعمالش در آنچه روایت میکند و به جا میآورد سپاسگزاری کردند، به او میگویند: «ما در او رشد و کمال را یافتیم و او را به عنوان فرزندی در معرفت خداوند برای تو پسندیدیم». در این هنگام، پس از آن، در حضور دو مرد از مؤمنان با او سخن میگوید و او را تعلیم میدهد و آن دو را بر او شاهد میگیرد. و این، باطنِ طواف به دور بیت الحرام و همان طواف تمتع است. پس این را بدان.»
[۱۱۷] وَعَنْهُ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مَوْلَانَا العَالِمِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ لِلمُفَضَّلِ مِنْهُ السَلامُ "يَا مُفَضَّلُ وَالَّذِي نَفَسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ المُؤْمِنَ أَعْطَى لِأَبِيهِ الَّذِي أَلْقَى إِلَيْهِ مَعْرِفَةَ اللّٰهِ تَعَالَى مِلْءَ الأَرْضِ ذَهَبَا لَكَانَ الَّذِي أَعْطَاهُ وَأَلْقَى إِلَيْهِ مِنَ المَعْرِفَةِ أَعْظَمَ مٍنَ الَّذِي أَعْطاهُ مِنَ الذَهَبِ".
قَالَ المُفَضَّلُ مِنْهُ السَلامُ يَا مَوْلَايَ، فَإِنْ مَرَقَ أَبُوهُ المُلْقِيَ إِلَيْهِ ذٰلِكَ، ما يَصْنَعُ بِهِ المُؤْمِنُ؟ قَالَ: "يَكُونُ مَعَهُ كَمَا قَالَ اللّٰهُ -عَزَّ وَجَلَّ- : ﴿وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُنْيا مَعْرُوفًا﴾1فَإِذَا عَلِمَ مِنْهُ أَنَّهُ قَدْ كَفَرَ فَلَا يَتَبَرَّأُ مِنْهُ بِوَجْهِهِ لِئَلّا يَفْضَحَهُ عِنْدَ أَعْدَائِهِ وَيُنْذِرَهُمْ بِذَمِّهِ، وَيَفْعَلَ مَا أَمَرَهُ اللّٰهُ بِهِ فِي




