و به اِسنادش از سُدَيْرِ بْنِ حَنَّانَ الصَّيْرَفِيِّ گفت: از أَبَا عَبْدِ اللّٰهِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- ، درباره غُسْل و جَنَابَت پرسیدم؟ مولایمان فرمود: ای سُدَيْرُ، ریشه جَنَابَت چیست؟گفتم: مولای من بفرماید.
فرمود:جَنابَت: این است که مسئله علمی در نفست خلجان کند که پاسخ و راه خروجی برای آن نمیدانی؛ پس تو از معرفت آن دوری .پس هرگاه عارفی را دیدار کنی و او تو را در مورد آن مسئله پاسخ دهد، این است غُسل.
سُدَيْرٌ گفت: ای مولای من، هنگامی که نزدیکی جسمانی میکنم، آیا غسل نمیکنم؟ فرمود: چرا، غُسل از نزدیکی بر تو واجب، فرض و لازم است.
گفتم: ای مولای من، شما باطن جَنَابَت و غُسل را به من شناساندید؛ پس این حکم ظاهر چگونه است؟ فرمود: ای سُدَيْرُ، آیا کسی که با او نزدیکی میکنی، مسخ نیست؟گفتم: چرا.
فرمود: پس هرگاه جِسم و پوستت به جِسم و پوست او بچسبد، آیا غسل نمیکنی؟
گفتم: چرا، مولای من، مرا آسوده خاطر کردی.
فرمود: بپرهیز از اینکه در محل تجمع آب حَمّام فرو روی، زیرا دشمن اهل بیت در آن فرو میرود و او پلیدتر از سگ و خوک است. پس اگر نیاز داشتی، سرت را در آن فرو مبر. و بپرهیز از تکه سفال حمام، زیرا آن پوست میمونها و خوکهای ناصبیِ دشمن ما اهل




