فرمود:ابوبکر، در احسن تقویم خلق شد، یعنی در بهترین صورت، در حالی که محمد در صُلْبِ او بود، پس هنگامی که محمد خارج شد، او را به أَسْفَلَ سَافِلِينَ بازگرداندیم. (تأویل آیه به ابوبکر و اعتقاد به اینکه جایگاه او صرفاً به خاطر حمل نور بوده و پس از ولادت آن نور، مقامش ساقط شده است).
[۶۰۲] وَعَنْ شَيْخِي رَحِمَهُ اللّٰهُ يَرْفَعُهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى بَشَّارِ الشَعِيرِيِّ عَلَيْهِ سَلامُ اللّٰهِ قَالَ بَشَّارُ: اِجْتَمَعْنَا وَجَمَاعَةٌ مِنَ الإِخْوَانِ فِي غُرْفَةٍ نَتَنَاوَلُ عَبْدَ النُورِ فَوَثَبَ مِنَّا رَجُلٌ يُصَلِّي فَلَمَّا أَصْبَحْنَا غَدَوْنَا إِلَى مَوْلَانَا الصَادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- فَقَالَ: "أَنْتُمْ كُنْتُمْ البَارِحَةَ تَذْكُرُونَنِي وَهٰذَا المُصَلِّي يَسُبُّنِي".
و از شیخ من که خداوند او را بیامرزد که به اِسنادش آن را به بَشَّارِ الشَعِيرِيِّ، سلام خدا بر او، میرساند. بَشَّار گفت: ما و گروهی از برادران در اتاقی جمع شدیم و مشغول نوشیدن شراب بودیم، ناگهان مردی از میان ما برخاست و نماز میخواند. پس چون صبح شد، نزد مولایمان صادِق -عَزَّ عَزُّهُ- ، رفتیم. پس فرمود: شما دیشب من را ذکر میکردید، اما این نمازگزار مرا سَبّ میکرد.




