از أَحْمَدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِد البَرْقِي، از پدرش، از يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَلَيْهِ السَلَامُ،که روایت کرد:
همانا جابر بن یزید جعفی از پُلی در کوفه عبور میکرد، پس انگشترش در پل افتاد. پس سنگریزههایی برداشت و آنها را به دنبال انگشتر در آب پرتاب کرد. پس انگشتر به صورت شناور بر روی آب بالا آمد، و او آن را با دستش برداشت.
[۵۹۴] وَعَنْ شَيْخِي رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ يَرْفَعُهُ عَنْ رِجَالِهِ إِلَى مَوْلَانَا الصَادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: "المُؤْمِنُ حَرَمِى وَغِيبَتُهُ السَرِقَةُ فَمَنْ اِغْتَابَ مُؤْمِنَاً كَانَ فِي حَرَمِى سَارِقَاً".
و از شیخ من ابوالفتح بغدادی خداوند از او راضی باشد، که آن را با سندش به مولایمان صَادِق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت میکند، که او فرمود:مؤمن، حَرَمِ من است، و غیبت او، سرقت است. پس هر کس غیبت مؤمنی را کند، مانند دزدی است که در حَرَمِ من دزدی کرده باشد.




