و به اِسنادش از داود بن کثیر رقی گفت: نزد سید من، ابی طیبات محمد بن ابی زینب کاهلی (ابو الخطاب)سلام بر او، بودم و گروهی از یارانمان نزد او بودند. پس گفت:آیا کسی هست که خدا را بخواهد؟ آیا کسی هست که مشتاق خدا باشد؟ پس منم خدا، دعوت کننده به سوی خدا ؛ مرا از نور خود خلق کرد و اِسمش را به من بخشید ، و مرا با اجازهاش دعوت کننده به سوی خدا قرار داد.
[۵۹۰] وَعَنْهُ عَنْ أَشْياخِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الحَسَنِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ المَوْلَى الحَسَنَ العَسْكَرِيَّ -عَزَّ عَزُّهُ- يَقُولُ: "أَبُو شُعَيْبٍ بَابُ اللّٰهِ الأَعْظَمُ الَّذِي يُؤْتَى منه، فَمَنْ كَفَرَ بِهِ وَجَحَدَ بابِيَتَهُ فَقَدْ جَحَدَ مَعْرِفَةَ اللّٰهِ".
و از اساتیدش از محمد بن اسماعیل حسنی گفت: شنیدم که امام حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- ، میفرماید: أَبُو شُعَيْبٍ، باب بزرگ خدا است که از آن وارد میشوند، پس هر کس به او کفر ورزد و بابیت او را انکار کند، همانا معرفت خدا را انکار کرده است. (تأکید بر نقش ابی شعیب محمد بن نُصَیر به عنوان باب).
[۵۹۱] وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ المُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ مِنْهُ السَلامُ قَالَ: سَأَلْتُ المَوْلَى الصَادِقَ -عَزَّ عَزُّهُ- فَقُلْتُ لَهُ: مَنْ يَعْرِفُ اللّٰهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ؟ قَالَ: "وَلِيُّهُ مُحَمَّدٌ".




