﴿ پس چون آن را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگارم است، تا مرا بیازماید که شکرگزاری میکنم یا کفر میورزم ﴾: اشارهای از سلیمان است به آصِف جانشینش، پس آصف پروردگار سلیمان و نعمتبخش بر اوست.
و کلام سلیمان: ﴿گفت: عرش بلقیس را برایش ناشناس سازید، تا ببینیم آیا هدایت میشود یا از کسانی است که هدایت نمیشوند﴾ یعنی علم بلقیس. پس این دستور خطاب به باب است. پس عرش بر بلقیس متغیّر شد، پس او گفت: ﴿گویی که خود اوست﴾ یعنی آن علم من نیست، ولی شبیه آن است. و بَلْقِيسُ: او صفیه دختر حیی بن اخطب خیبری است.
و مورچه: مومنان هستند. و کلام مورچه:(به خانههایتان وارد شوید): مؤمنان را به پنهان کردن علم امر کرد، تا زمانی که سلیمان به آنان اذن دهد؛ زیرا آن زمان تقیه و پنهانکاری بود. (سلیمان شما را درهم نشکند): یعنی شما را به سبب فاش کردن علم در زمان نامناسب آن مجازات نکند.
و لبخند: نشانه خشنودی به آنچه مورچه گفت، است.
[۵۵۷] وَبِالإِسْنَادِ عَنْ مَوْلَانَا الصَادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: ﴿الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا﴾1 فَقَالَ -عَزَّ




