أَبَا طَالِبٍ أَبُوهُ، فَنَفَى ذٰلِكَ عَنْ نَفْسِهِ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُّواً أَحَدٌ: لَيْسَ يُشْبِهُهُ شَيْءٌ فَيَكُونُ مِثْلَهُ وَيَكُونُ كُفْؤُهُ، وَالْكُفْؤُ الْمِثْلُ."
و در مانند آن، چيزی است كه از غير روايت ابوالفتح محمد بن حسن نقل كردهايم از عثمان بن رشيد، از علی بن اسماعيل عَسَلی، از عثمان بن عيسی رَوّاس، از خالد بن نَجيح كه گفت: به مفضّل بن عمر، عليه التسليم، گفتم: ای سرور من، مولايم مرا به اطاعت از تو امر كرده است، پس سينهام را با تفسير اين سوره ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ مطمئن ساز،پس گفت: " اللَّهُ أَحَدُ همان امير نحل (علی) است، كه هيچ چيزی از نسبتهای ظاهری را ندارد، و او واحدی از يك جماعت نيست، و او احَد است كه مانند او هيچ كسی نيست، و او بی نياز است، و اين به دليل آن است كه مردم او را به خوردن نسبت دادند، در حالی كه هر خورندهای جوف (توخالی) دارد، و صَمَد كسی است كه جوفی ندارد، فرزندی نياورده است ، و اين به دليل آن است كه هنگامی كه اسماء الحسنی خود را آشكار كرد، گفتند كه او را فرزندی است و آنان را فرزندان او خواندند، پس آن را از خود نفی كرد و گفت: زاده نشده است، زيرا آنان گفتند كه ابوطالب پدر اوست، پس آن را از خود نفی كرد، و هيچ كس همتای او نبوده است: يعنى هيچ چيزی به او شباهت ندارد تا مانند او باشد و همتای او باشد، و كُفْؤُ همان مِثل است."




