پس در حالی كه مردم در حيرت از اختلاف دو معنى و دو ظهور به بهمَنيّه و مُحَمَّديّه هستند، ناگهان مولای ما امير نَحل، معنای معبود، از چشمه خورشيد بر آنان تجلی میكند، و در دستش ذوالفقار است، پس مردم با چشمانشان خيره میشوند و به سيّد محمد میگويند: اين كيست؟ پس ميم (محمد) به آنان میگويد: اين مولای شما علیّ كبیر است، پس بر صورتهای خود به خاك میافتند و شمشير آنان را در بر میگيرد، سپس انواع عذاب از كشتن و سوزاندن بر آنان فرود میآيد، آنگاه ايمان كسی كه از پيش ايمان نياورده باشد يا در ايمانش خيری كسب نكرده باشد، سودی به حالش نخواهد داشت، و بيان آن سخن خداوند متعال است: ﴿و شفاعت در نزد او سودی نمیدهد، مگر برای كسی كه به او اجازه دهد، تا هنگامی كه ترس از دلهايشان برداشته شود، میگويند: پروردگارتان چه گفت؟ میگويند: حق را گفت، و او علیّ كبير است﴾
[۵۴۹] وَعَنْ جَعْفَرَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي الصَّقْرِ عَنْ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ إِلَيْهِ التَّسْلِيمُ أَنَّهُ قَالَ: "سُورَةُ ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ لَيْسَ مَعْنَاهَا فَاطِرٌ بَلْ مَعْنَاهَا أَنَّ اللَّهَ أَحَدٌ أَمِيرُ النَّحْلِ، لَا شَيْء مَعَهُ وَلَا إِسْمَ وَلَا بَابَ وَلَا عَرْشَ وَلَا كُرْسِيَّ وَلَا سَمَاءَ وَلَا أَرْضَ، ﴿اللَّهُ الصَّمَدُ﴾ الَّذِي لَا جَوْفَ لَهُ ، وَيَصْمُدُ الْعِبَادُ إِلَيْهِ بِهِمَمِهِمْ وَإِرَادَتِهِمْ، ثُمَّ اِخْتَرَعَ الإِسْمَ الْوَاحِدَ وَهُوَ الْمِيمُ.




