اظهار عجز را با ذكر تَلْبيس از سوی خود به انجام رساندند و با سخنشان تَلْبيس كردند: ﴿اگر او دزدى كند، برادرى از او پيش از اين دزدى كرده است﴾ و هر دزدىای در كتاب خدا مذموم است مگر در اين موضع، كه در آن ستايشى از جانب آنان است و نكوهش نيست.
﴿پس يوسف آن را در دل خود پنهان كرد و آن را براى ايشان آشكار نكرد﴾ يعنى: سپس آنچه را كه از تَلْبيسى كه به گفتار خود بر ايشان آشكار ساخت، پنهان نكرد. ﴿شما در جاى بدتری هستيد، و خداوند به آنچه وصف میكنيد داناتر است﴾ و مكان در اينجا، شهرى است كه آنان در آن هستند، و آن شهر مذموم است نه خود آنان.
پس فرمود: شما در جاى بدتری هستيد، يعنى شما در بدترين مكان اقامت داريد، و اين نكوهش از جانب او براى شهر است، نه براى خودشان. و خداوند به آنچه او را به آن وصف میكنند، از عجز و تَلْبيس ، داناتر است.
سپس آن را تأييد و تكميل كردند با گفتارشان به او: ﴿گفتند: ای عزيز! بنيامين پدرى بسيار پير دارد، پس يكى از ما را به جاى او بگير. ما تو را از نيكوكاران میبينيم. ❁ گفت: پناه بر خدا از اين كه جز كسی را كه متاعمان را نزد او يافتهايم، بگيريم! در اين صورت، قطعاً ستمكار خواهيم بود. ❁ پس چون از بنیامین نااميد شدند، جداگانه در خلوت به راز گفتن پرداختند. بزرگترشان گفت: آيا نمیدانيد كه پدرتان از شما پيمان




