به او گفت: رو كن، پس متصل به او رو كرد، سپس به او گفت: پشت كن، پس پشت كرد و منفصل از او آشكار شد.
پس میم، برای عین اجابت كرد، پس کید زنان را از او باز داشت، يعنی: اسم كيد كافران را از مؤمنان باز داشت، همانگونه که فرمود: ﴿ و خداوند هرگز برای کافران راه تسلّطی بر مؤمنان قرار نداده است﴾.
و سخن او: ﴿به راستی که او شنوا و داناست﴾: منظور معنی است، زيرا "هُوَ" جز بر معنی دلالت نمیكند. و اگرچه میم گويندهی اين سخن باشد، اما حقيقت آن متوجه مولایمان علی است، همانگونه كه حقيقت سخن گفتن از معنی است، ليكن او یوسف با سخن خود: [او پروردگار من است]، بدون تصريح اشاره كرد.
[۵۳۹] مِثْلُ قَوْلِهِ -عَزَّ عَزُّهُ- : "ظَاهِرِي إِمَامَةٌ وَوَصِيَّةٌ وَبَاطِنِي غَيْبٌ لَا يُدْرَكْ".
مانند سخن او عزتش والا باد: ظاهر من امامت و وصایت است و باطن من غیبی است که درک نمیشود.
[۵۴۰] كَمَا قَالَ مَوْلَانَا الصَّادِقُ -عَزَّ عَزُّهُ- : "مَنْ عَرَفَ مَوَاقِعَ الصِّفَةِ بَلَغَ قَرَارَ الْمَعْرِفَةِ".
همانگونه كه مولايمان صادق عزتش والا باد فرمود: هر کس جایگاههای صفت را شناخت،به قرارگاه معرفت رسید.




