كرديم كه او اسماء بنت عمیس است، و جعفر طیار با او ازدواج كرده بود و عبدالله از او متولد شد، و ابوبکر با او ازدواج كرد و محمد از او متولد شد، و در ظاهر مولايمان أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ با او ازدواج كرد و یحیی بن علی از او متولد شد، و فرعون در مظهر موسی با او ازدواج كرده بود.
پس گويا زليخا دوست داشت كه از علم بيش از آنچه به آن رسيده است، طلب كند، پس آن را از معنی عزتش والا باد خواست تا آن را بداند. و نفس در اينجا اسم است. پس میخواست حقيقت آنچه را طلب كرده بدون واسطه بشناسد، و درها را بين خود و معنی كه ذكرش والا است بست، جز آن دري كه از آن وارد شده بود، زيرا آن را باز و آشكار گذاشت، و آن همان علم است.
[۵۳۳] كَمَا يَقُولُ الْعَالِمُ -عَزَّ عَزُّهُ- : "حَفَّظْتُ فُلَانًا وَفُلَانًا كَذَا وَكَذَا بَابًا مِنَ الْعِلْمِ، فَلَمْ تَدَعْ زُلَيْخَةُ شَيْئَاً مِنَ الْعِلْمِ الَّذِي حَفِظَتْهُ إِلَّا أَذَاعَتْهُ إِلَّا فِي هَذَا الْيَوْمِ فَإِنَّهَا كَتَمَتْهُ وَقَصَدَتْ بَابًا مِنَ الْبَاطِنِ الْمَحْضِ الَّذِي لَا يَشُوبُهُ شَيْءٌ مِنَ الظَّاهِرِ".
وَقَالَتْ ﴿هَيْتَ لَكَ﴾ أَيْ أَنَا عَبْدَةٌ لَكَ مُخْلِصَةً، فَعَرِّفَنِي نَفْسَكَ مِنْ نَفْسَكَ بِنَفْسِكَ بِغَيْرِ وَاسِطَةٍ فَقَالَ مَوْلَانَا -عَزَّ عَزُّهُ- : "مَعَاذَ اللَّهِ" وَمَعَاذَ اللَّهِ هَا هُنَا الْإِسْمُ، أَيْ هُوَ عِنْدِي أَكْبَرُ وَأَجَلٌ وَأَعْظَمُ مِنْ أَنْ تَعْرِفِي حَقِيقَةَ مَنْزِلَتِهِ لِأَنَّهَا مَنْزِلَةٌ لَا يَعْلَمُهَا عَلَى حَقِيقَتِهَا غَيْرِي إِذْ أَنَا مَعْنَاهُ، وَفِيهِ قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ




