چشمانشان از گريه نابينا شد، پس نمیبينند. و باطن طعام همان علم است، يعنی: آنها بر آنچه از علم حق به آن دست نيافتهاند، گريه میكنند.
و سخنشان: ﴿گفتند: ای پدر! ما رفتیم تا مسابقه بدهیم و یوسف را نزد کالای خود گذاشتیم، پس گرگ او را خورد، و تو ما را باور نخواهی کرد اگر چه راستگو باشیم﴾: پس تلاش و مسابقه دادن، به سوی علم است، به دليل سخن خداوند متعال: ﴿و سبقت گیرندگان، همان سبقت گیرندگان، آنان مقربان هستند، در باغهای پر نعمت، گروهی از پیشینیان و اندکی از متأخران﴾.
و سخن خداوند عز و جل: ﴿و برای هر کسی جهتی است که او روی خود را به سوی آن گردانده است، پس در کارهای نیک سبقت گیرید؛ هر کجا باشید خداوند همهی شما را با هم میآورد، به راستی که خداوند بر هر کاری تواناست﴾. پس خوردن گرگ: يعنی او را از نظر علمی خورد و به آنچه برادرانش به آن دست نيافتند، رسيد.
و سخن خداوند عز و جل: ﴿و تو ما را باور نخواهی کرد اگر چه راستگو باشیم﴾: ایمان همان تصديق است، معنايش اين است كه: اگر ما مؤمن بوديم، زمانی كه تو بزرگداشت او را آشكار كردی و ما را به اطاعت از او امر نمودی، به تو تسليم میشديم و شك نمیكرديم، پس ما مؤمن بوديم.




