میبيند، و نمیداند چگونه به وضع كنونی خود منتقل شده است و نمیداند كه انكار او نسبت به مَولايش اميرالمؤمنين او را به آن ورطه مسوخيّه كشانده است. پس در مسير خود میايستد در حالی كه انديشناك و افسوسخورنده بر صورت بشريّ است كه در آن بود، پس كتك میخورد اما راه نمیرود. و همانا يادآوری او در همان لحظه از بين میرود و چوب بر او فرود میآيد در حالی كه از جايش حركت نمیكند، پس كسی كه نمیداند میگويد: او لجبازی كرده است، در حالی كه اين حالت، يادآوری او از آنچه در آن بوده است. سپس فراموشی در همان حال بر او چيره میشود و راه میرود و به همان حالی كه بوده است باز میگردد. و اگر بر يادآوریاش باقی میماند، كيسه صفرايش از حسرت میپاشيد و از اَسف میمُرد، اما او فراموش میكند و به آنچه از او خواسته میشود، مشغول میگردد."
و از جمله شواهدی كه بر صحّت تناسخ گواهی میدهد، سخن خداوند سبحانه و تعالی است: ﴿ما مرگ را ميان شما مقدّر كرديم و در اين كار بر ما پيشدستی نمیتوان كرد ❁ تا امثال شما را تبديل كنيم و شما را در آنچه نمیدانيد پديد آوريم ❁ و همانا آفرينش اوّل را دانستيد، پس چرا متذكّر نمیشويد؟﴾ و سخن او: ﴿آيا كسی كه در زيور پرورش میيابد و در دشمنی ناتوان است ، شريك خداست؟﴾. و برای چهارپايان نيز زيورهايی است كه با آنها شناخته میشوند، و اسبان و قاطرها و الاغها




