و از جملهی آن حسنات: سخن عمر در اِبليسيت است آنجا كه در آغاز گفت: ﴿ به عزّتت سوگند كه همگی آنان را گمراه خواهم كرد﴾، پس ثابت كرد كه عزّت از آن خداست. و سخن او: ﴿گفت: به سبب آنكه مرا گمراه كردی، هر آينه بر سر راه مستقيم تو در كمينشان مینشينم﴾، پس اقرار كرد كه خدا را صراط مستقیمی است. و سخن او: ﴿گفت: چه چيز تو را بازداشت از اينكه سجده كنی هنگامی كه تو را امر كردم؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريدی و او را از گِل آفريدی﴾، پس اقرار كرد كه او را آفرينندهای هست. و سخن او: ﴿گفت: پروردگارا، مرا تا روزی كه مبعوث میشوند مهلت ده﴾، پس به بندگی اعتراف كرد و به روز رستاخيز اقرار نمود.
سپس سخن عُمر هنگامی كه شمشيرش را كشيد و از خانهی الخيزَران خارج شد: «خداوند در پنهانی عبادت نمیشود»، كه اشاره به مَولای ما اميرالمؤمنين تعالی ذكره است. و سخن او: «همانا خدايی كه شما را به عبادت او میخوانند، در ميان شما ظاهر است». و سخن او بارها در دوران خلافتش: هنگامی كه امری بر او مشتبه میشد، از مَولای ما اميرالمؤمنين -عَزَّ عَزُّهُ- میپرسيد، پس میگفت: «اگر علی نبود، عُمر هلاك میشد». و آنچه از او روايت شده كه گفت: «به ما امر شده است كه اگر اختلاف كرديم، علی را حاكم قرار دهيم». و سخن او به بادیهنشين در دوران خلافتش، هنگامی كه مَولای ما اميرالمؤمنين عزّعزه يكی از دندههای او را شكست، و او عليه علی نزد




