و راويان اجماع دارند كه هيچ اختلافی ميانشان نيست كه زازمِد ابوبكر در جاهليت خونی ريخته بود. و رسم عرب اين بود كه چون میخواستند مردی را بكُشند، او را به كنار خانهی كعبه میآوردند و در كنار آن، عريان رها میكردند، و پردهای دور او میزدند. سپس كسی كه قصد كشتن يا گردن زدن او را داشت وارد میشد، در حالی كه شمشير برهنه در دست داشت و میگفت: ای خونخواهان دوستان. پس اگر به او نزديك میشد، يا او را میكشت، يا به او میگفت: برخيز، تو را به خاطر اين بَنِيَّة آزاد كردم . و همانا زازمِد لعنت خدا بر او باد فرزندی از ابوقُحافه (پدر ابوبكر) را كشت، پس با او همان كرد كه ذكر كرديم و او را آزاد كرد ، پس ابوبكر عَتيق (آزاد شدهی) ابوقُحافه ناميده شد.
و اهل حقيقت گفتند:ابوبكر تنها به اين دليل عَتيق ناميده شد كه در گمراهی و شيطانی بودن كهنهكار بود لعنت خدا بر او باد. و گروهی از اهل توحيد اجماع دارند كه عُمر حَسَناتی دارد كه به واسطهی آنها از خداوند سزاوار شد كه مالك زمين شود و در آن حكومت كند. و از جملهی آن حَسَنات كه مستحق پاداش در دنيا شد تا در آخرت بهرهای نداشته باشد، سخن اوست لعنت خدا بر او باد در روز غدير به مَولای ما اميرالمؤمنين تعالی ذكره: « آفرين آفرين ای پسر ابوطالب، تو مَولای من و مَولای هر مرد و زن مؤمنی شدی.»




