فِي خِلَافَتِهِ حِينَ كَسَرَ مَوْلَانَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَزَّ ذِكْرُهُ لَهُ ضِلْعَاً فَاسْتَعْدَى عَلَيْهِ إِلَى سَكَدٍ، فَقَالَ لَهُ: تِلْكَ يَدِي يَفْعَلُهَا حَيْثُ يَشَاءُ.
وَقَالَ الْعِرَاقِيُّونَ فِي هَذِهِ الْحَسَنَاتِ الَّتِي ذَكَرْنَاهَا: إِنَّ الْعَوْدَ الَّذِي تَخْرُجُ مِنْهُ الرَّوَائِحُ الطَيِّبَةُ، وَكُلُّ حَطَبٍ يُحْرَقُ فِي النَّارِ فَهُوَ جِسْمُ الثَّانِي لَعَنَهُ اللَّهُ وَإِنْ مَا يُشَمُّ مِنَ الْعَوْدِ مِنَ الطِيبِ هِىَ هَذِهِ الْأَلْفَاظُ الَّتِي ذَكَرْنَاهَا تَكَلَّمَ بِهَا فَجُوزِيَ بِذَلِكَ عَلَيْهَا.
وازشيخم نضّر الله وجهه: گفت: در حَرّان در منزل ابوالقاسم هارون الحَرّانی القَطّان كه از فرزندان شيخ ما الحُسين بن حمدان الخصيبی قدّس الله روحيهما است، حاضر بودم. و با ما مردی از شيوخ إسحاقيّه كه به المقدادی معروف بود، حضور داشت. پس از او درباره عايشه پرسيدم كه اوّل بار از بَشريت به چه چيزی منتقل شد؟ گفت: شنيدهی من از شيوخم از المَولی -عَزَّ عَزُّهُ- اين است كه اوّل بار به يك الاغ ماده منتقل شد، و به همين دليل سَيِّد محمد -عَزَّ عَزُّهُ- او را حُمَيراءیعنی سرخرو ناميد. من وقتی اين سخن را از او شنيدم، خنديدم. پس گفت: چه چيزی تو را خندانْد؟ گفتم: سپاس از آن خدايی كه تو را به حقّ سخن گفتن واداشت. پس گفت: به تو قسم میدهم كه آنچه در دل داری به من بگویی. پس به او گفتم: ای مرد، پيشوای شما إسحاق الأحمر ناميده شد زيرا او از معرفت خداوند متعال بر كنار و محروم شد و آن را حمل نكرد، و او همان عُمر بن الخَطّاب است، زيرا عُمر معرفت را حمل نكرد و آن را افشا كرد و به آن كافر شد، و




