سپس فِرعون مانند سخن ابليس به او میگويد. پس میگويد: آيا تو نبودی كه گفتی: ﴿من پروردگار برتر شما هستم﴾؟ سپس بعد از آن پشيمان شدی و از ترس غرق شدن گفتی: ﴿و بنی اسرائيل را از دريا گذرانديم، و فرعون و لشكرش از روی ستم و تجاوز به دنبالشان رفتند، تا هنگامی كه غرق شدن او را دريافت، گفت: ايمان آوردم كه خدايی جز آنكه بنی اسرائيل به او ايمان آوردند، نيست و من از تسليم شدگان هستم﴾؟
و قابيل مانند سخن فرعون به او میگويد. پس میگويد: تو كسی هستی كه برادرت هابيل را به فرمان ابليس كشتی، سپس بر كشتن او پشيمان شدی و ننگ آن بر تو ماند، و خداوند -عَزَّ وَجَلَّ- در كتابش آنچه از تو آشكار شد را نازل كرد، آنجا كه میفرمايد: ﴿نفس او، كشتن برادرش را برايش آسان نمود، پس او را كشت و از زيانكاران شد ❁ پس خداوند كلاغی را فرستاد كه در زمين جستجو میكرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان كند. قابيل گفت: وای بر من، آيا از اين كلاغ عاجز بودم كه مانند او باشم و جسد برادرم را پنهان كنم؟ پس از پشيمانان شد﴾. پس هيچ يك از شما نيست مگر آنكه بر آنچه انجام داده پشيمان شده و طلب بخشش از آنچه كرده نموده است، و من مثل شما نيستم.
سپس عمر به سوی ابليس روی میگرداند و به او میگويد: آيا به بيرون كردن آدم از بهشت بر من فخر میكنی، در حالی كه تو سجده نكردی؟ و به قابيل میگويد: و تو بر




