ذَلِكَ، وَحَلَفْتُ لِمُحَمَّد كَذِبًا، وَحَلَفْتُ لِصَاحِبِي مِثْلَ مَا حَلَفْتُ، ثُمَّ حَلَفْنَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ، وَجَهِدْنَا بَعْدَمَا حَلَفْنَا عَلَى قَتْلِهِ وَلَمْ تَقْدِرْ عَلَى ذَلِكَ، وَأَوْصَيْنَا جَمِيعاً كُلَّ وَاحِدٍ مِنَّا عِنْدَ الْمَوْتِ بِمَا كُنَّا عَلَيْهِ، وَلَمْ أَنْدَمْ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَعَايَنْتُ الْأَهْوَالَ وَكَذَلِكَ صَاحِبِي، وَلَيْسَ أَنَا وَأَنْتُمْ سَوَاءٌ، وَكُلْنَا فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ.
و آنچه به اين شرح افزودهايم، آن است كه ابوالحسن رائِق بن الخِضر الغَسّانی رحمه الله با سندش از عبدالله الواحِد العامِریّ، از ابوالحسن بن مَسعَدَة و محمد بن مَنصور برای من روايت كردند كه گفتند: عُبيدالله بن داهِر از محمد بن فَضل بن علی از ابوحمزه از ابن كثير الخُزاعی از پدرش از مَولای ما ابوجعفر محمد بن علی باقر -عَزَّ عَزُّهُ- برای ما روايت كرد كه فرمود:
چون روز قيامت شود، خداوند چهار نفر را میآورد كه يكی از آنها ابليس است، پس به او امر میشود و با مهار آتشينی، لگام میشود و به يك گوشه از اركان جهنّم بسته میشود. سپس فِرعون آورده میشود، پس به او امر میشود و با مهار آتشينی، مُهار میشود و به يك رُكن از اركان جهنّم بسته میشود. سپس عُمر آورده میشود، پس به او امر میشود و به يك رُكن از اركان جهنّم بسته میشود و با سه زنجير بسته میشود و زبانيههای درشت و سخت و آهنين، او را در غل و زنجير میكنند و او را میخراشند. پس هنگامی كه ابليس به او نگاه میكند، به او میگويد: وای بر تو، تو كيستی؟ به خدا




