سَعيد و عبدالرحمن بن عَوف الزُّهریّ و ابو عُبيده بن الجَرّاح، و خالد بن الوليد، و مُعاويه و پسرش يزيد، و عمرو بن العاص، و ابو موسی الأشعریّ، و مروان بن الحكم و غير آنها از جَبّاران بني اُميّه و فِرعونهای بني عبّاس، از كسانی كه به اِسم بزرگتر كه همان اميرالمؤمنين است ناميده شدند، و مخالفت بر اَئمه را آشكار كردند.
و اما نامهای آنها در مقام جَعفری كه امام ششم است: همانا ضدّ كلی منصور بود كه همان دوانیقیّ است و باب او زُرارَة بن اَعيَن بود، همانگونه كه با عُمر و باب او ابوبكر ظاهر بود، و او همان فِرعون مصر است و باب او هامان است و هر فِرعونی همان عمر است، و تكميل كنندهی نُه نفر با منصور: ابو بَصير الثَّقَفيّ نه الأسدی، و ابوبكر الخَضرَمیّ، و محمد بن ابی يَعفور، و محمد بن مُسلم الثَّقَفيّ، و عامر بن خُزاعَة، و كَثير بَيّاع النَوی ، و بُرَيدة العِجلیّ، و حِجر بن زائده، و در شمار آنها وارد میشود: عِیسی بن موسی بن علیّ بن عبدالله بن العبّاس امير الأمراء همراه با المنصور، و او همان مَلِك جَبّار است كه كشتی در داستان خضر و موسی به خاطر او سوراخ شد، و او كسی است كه ابوالخطّاب با او جنگيد و ابوالخطّاب همان كشتی است و خبرش طولانی است.
و همچنين هنگامی كه ضد با متوکل و معتمد ظاهر بود، باب آن دو اسحاق بن محمد بن إبّان النَخَعیّ بود، و اَيتام اسحاق عبارت بودند از: عُمر بن الفَرَج كه آن روز در بَدر




