بودم، و يك بار فيل بودم، و يك بار شتر دوكوهانۀ خراسانی بودم، و ذَبح میشدم و به قتل میرسيدم، و از آنجا تو مرا زنده میكردی ، و غير از اينها كه تو خود میدانی ای مَولای من.
و هيچ يك از راويان حديث و سيرهها ذكر نكردهاند كه آنها دانسته باشند كه آن بيابان معروف در راه خراسان، در زمانی آباد بوده است، و تنها عُمر آن را آباد میشناسد به خاطر قدمت و پيشينهاش در دشمنی، و به اندازهی عمری كه در دورههای طولانی گذشته و زمانهای پيشين يافته است.
و از جمله آنچه از مَولای ما صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روايت شده كه فرمود: "به خدا سوگند، خداوند هيچ پيامبری را مبعوث نكرد مگر اينكه او در حقيقت محمد بود، و هيچ وصیّی را مگر اينكه او در حقيقت علی اميرالمؤمنين بود، و دو دشمن برای آنها مبعوث نكرد مگر اينكه آن دو، عمرو ابابکر بودند."
[۴۹۶] وَرُوِيَ: أَنَّ الثَّانِيَ نَظَرَ إِلَى مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- بَعْدَ غَيْبَةِ السَيّدِ الْمِيمِ -عَزَّ عَزُّهُ- وَعَلَى قَدَمِهِ أَثَرُ تُرَابٍ فَقَالَ: مِنْ أَيْنَ أَتَيْتَ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟ فَقَالَ: مَوْلَانَا: "جِئْتُ مِنْ السَّلَامِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ -عَزَّ عَزُّهُ- " فَقَالَ لَهُ: وَأَيْنَ رَسُولُ اللَّهِ، وَكَيْفَ أَتَيْتَ مِنْ سَلَامِكَ عَلَيْهِ وَنَحْنُ بِالْأَمْسِ دَفَنَاهُ؟!فَقَالَ لَهُ مَوْلَانَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ -عَزَّ عَزُّهُ- : "أَتُحِبُّ أَنْ تَرَاهُ يَا عُمَرَ؟" فَقَالَ: نَعَمْ يَا أَبَا الْحَسَنِ، فَأَخَذَ مَوْلَانَا -عَزَّ عَزُّهُ- بِيَدِهِ إِلَى الْبَقِيعِ، فَقَالَ




