آن مرد را غایب میگرداند و خود، شنونده است. پس بنگرید که چه میگویید. چه کسی را توانِ سخن گفتن با پروردگار جهانیان است؟»
و به ابونصر فرمود: «ای ابونصر، خداوند که نامش پربرکت است در کتاب عزیزش فرموده: ﴿و کارنامه هر انسانی را به گردن او بستهایم، و روز قیامت برای او نامهای گشاده بیرون میآوریم که آن را پیش روی خود خواهد دید﴾ .» پس کارنامه همان شاگرد است و نامه گشاده همان عمل است.
سپس گفت: چون قائم عزتش والا باد ظهور کند، به مرشد میگوید: «رساندی، اینک اینجا جایگاه امن اوست.»
[۷۹] وَبِرِوايَتِهِ عَنْ سَيِّدِنَا أَبِي عَبْدِ اللّٰهِ الخُصَيبِيِّ شَرَّفَ اللّٰهُ مَقَامَهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى المَوْلَى الصَادِقِ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: "إِنَّ المُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَفْتَحَ عَلَى رَجُلٍ مَعْرِفَةَ اللّٰهِ تَعَالَى وَيُلْقِيَ إِلَيْهِ تَوْحِيدَهُ يَطَّلِعُ اللّٰهُ سُبْحَانَهُ عَلَيْهِمَا فَإِنَ عَلِمَ مِنَ المُسْتَمِعِ خَيْرًا أَسْمَعُهُ وَإِلَّا غَيَّبَ سَمْعَهُ عَمَّا يُلْقَى إِلَيْهِ، وَيَكُونُ هُوَ -عَزَّ وَجَلَّ- المُسْتَمِعُ لِمَا يُلْقِي إِلَيْهِ المُؤْمِنُ، فَإِذَا خَاطَبَ أَحَدُكُمْ رَجُلًا فَلْيَنْظُرْ مَا يَقُولُ وَلِمَنْ يُخاطِبُ فَإِنَّهُ يُخَاطِبُ اللّٰهَ -عَزَّ وَجَلَّ- ".
وَرَوَاهُ أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرَ بْنِ عَبْدِ المَلِكِ البَصَرِيِّ رَحِمَهُ اللّٰهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللّٰهِ بْنِ الْعُلَا عَنْ المُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَلَيْهِ السَلَامُ عَنْ فُرَاتٍ بْنِ أَحْنَف عَلَيْهِ السَلَامٍُ قَالَ: صَحِبْتُ عُثْمَانَ بْنَ رَزِينٍ أَرْبَعِينَ سَنَةً ثُمَّ سَأَلْتُهُ عَنْ الأَصْلِ؟ فَزَبَرَنِي ثُمَّ صَحِبْتُهُ خَمْسًا وَسَأَلْتُهُ؟ فَزَبَرَنِي




