أَحَدُكُمْ رَجُلًا غَيَّبَ اللّٰهُ شَخْصَ ذٰلِكَ الرَجُلِ وَكَانَ هُوَ المُسْتَمِعُ فَاُنْظُرُوا مَاذَا تَقُولُونَ فَمَنْ يَسْتَطِيعُ الخِطَابَ لِرَبِّ العَالَمِينَ؟"
وَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا نَصْرٍ، قَالَ اللّٰهُ تَبارَكَ إِسْمُهُ فِي كِتَابِهِ العَزِيزِ: ﴿وَكُلُّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ القِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورَاً﴾1 فَالطَائِرُ هُوَ التِلْمِيذُ وَالكِتَابُ المَنْشُورُ العَمَلُ.
قَالَ: إِذَا ظَهَرَ القائِمُ -عَزَّ عَزُّهُ- قَالَ لَهُ: " بَلَّغْتُ، هَٰذَا مَأْمَنَهُ".
این را شیخ ابوسعید میمون بن قاسم طبرانی قدس الله روحه از ابونصر محمد قاشانی روایت کرده است، گفت: بر سرورم ابویعقوب اسحاق بن محمد وارد شدم و به او عرض کردم: «سرورم، من در فلان نویسنده، نشانهای از رشد و هدایت یافتهام و دوست دارم که با شما گرد هم آید.» ایشان فرمود: «ای کاش نه او بود و نه تو، ای ابونصر!» عرض کردم: «ای مولای من، برای چه؟ آیا سخنی از شما را رد کرده ام یا سرّی از شما را فاش نموده ام؟»
ایشان فرمود: «از تو جز نیکی ندیده ام، لیکن از مولا امام حسن عسکری -عزتش والا باد- شنیدم که میفرمود: هرگاه یکی از شما با شخصی سخن بگوید، خداوند شخصِ




