دربارهی تو باشد ای امیرالمؤمنین، یا دربارهی پسرعمویت؟» پس او دانست که من دچار لکنت و درماندگی شدهام و ذهنم از ستایش او بازمانده است؛ پس گفت: «دربارهی پسرعمویم بگو.» و من دربارهی او چنین سرودم:
ملكُ أَبُوهُ وَأُمُّهُ مِنْ لَامِعٍ. فِيهِ ضِيَاءُ الْكَوْكَبِ الْوَهَّاجِ
پادشاهی است که پدر و مادرش از نوری درخشنده هستند که در آن، پرتو ستارۀ فروزان است
شَرْب النُّبُوَّةِ فِي ذُرَى بَطْحَائِهَا. مَاءُ الرِسَالَةِ لَمْ يُشِبْ بِمِزَاجِ
نوشیدن نبوت در قلۀ بَطْحاء (مکه) است آب رسالت با هیچ آمیزهای مخلوط نشده است
نُورٌ عَلَى نُورٍ تَلَالَا نُورُهُ. مِصْبَاحُهُ فِي ذُرْوَةِ الْمِعْرَاجِ
نوری است بر روی نور، نورش میدرخشد و چراغش در اوج معراج است
قَالَ: فَالْتَفَتَ الرَّشِيدُ إِلَى مَوْلَانَا الرِّضَا -عَزَّ عَزُّهُ- وَقَالَ: كَذَا هُوَ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟ فَقَالَ: "نَعَمْ" حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ -عَزَّ عَزُّهُ- أَنَّهُ قَالَ: "إِنَّ أَوْلِيَاءَنَا وَشِيعَتَنَا الْمُخْلِصِينَ فِي مَحَبَّتِنَا إِذَا هُمْ نَظَرُوا إِلَيْنَا وَرَامُوا نَشْرَ فَضْلِنَا أَيَّدَهُمُ اللَّهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ".




