پس شهر رمضان همان عبدالله بن عبدالمطلب است، و روزه همان سکوت است که عبدالله در آن ظاهر ساخت. پس سکوت اصلِ روزه شد، و آن عبارت است از لازم دانستن تقیّه.
زیرا سکوت این است که کسی علم خدا را به سوی غیر مستحقّ آن دفع نکند و آن را بین غیر اهلش فاش نسازد. پس هر کس چنین کند، آن را تباه ساخته است.
و کسی که علم را پراکنده سازد و به سوی غیر اهلش افکند، همانند آن است که خدای تعالی فرمود:{همانا اسراف کنندگان برادران شیطانند و شیطان بر پروردگار خویش کفر ورزید}.
[۴۸۳] وَقَدْ رُوِيَ عَنْ مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ -عَزَّ عَزُّهُ- ا الرَّحْمَنِ أَنَّ جِبْرِيلَ أَتَاهَا فَقَالَ لَهَا أَصِمْتِي وَلَا تَتَكَلَّمِي، وَمَنْ كَلَّمَكَ فَقُولِي: ﴿فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا ۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا﴾ 1 وَهُوَ التَّقِيَّةُ.
و از مریم بنت عمران -عَزَّ عَزُّهُ- ا روایت شده است که جبرئیل نزد او آمد و به او گفت: «ساکت باش و سخن نگو، و هر کس با تو سخن گفت، بگو:(بخور و بنوش و چشمت روشن باد؛ اگر کسی از بشر را دیدی، بگو من برای رحمن روزهای نذر کردهام، پس امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت). و آن همان تقیّه است.»




