وَاللَّا شَيْءُ كَافِرُ دِينٍ رِجْسٌ غَوِيٌّ جَهُولٌ
فَاللَّاشَيْءُ هُوَ الثَّانِي الْغَوِيُّ الْجَهُولُ وَمَنْ كَانَ مِنْ سِنْخِهِ وَأَتْبَاعِهِ وَأَشْيَاعِهِ فَهُوَ أَرْجَسُ مِنَ الْكَلْبِ وَالْخِنْزِيرِ لِكُفْرِهِ بِاَللَّهِ وَبُعْدِهِ عَنْ اللَّهِ وَخَلْفِهِ عَلَيْهِ وَجُحُودِهِ لِمَعْرِفَتِهِ كَمَا قَالَ تَعَالَى: ﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾ 1 وَهُمُ الْهَمْجُ الرُّعَاعُ.
مقصود خصیبی، خدایش روحش را قدس بخشد، این است که باطنِ آب همان باب است و او ظاهرِ اسم میباشد. زیرا سید میم -عَزَّ عَزُّهُ- دارای دو نور است: نورِ قدیم و نورِ مُحدَث (نوظهور). پس نورِ قدیم: همان باطنِ اوست، زیرا علی عزعزه ،محمد را از نور ذاتِ خود آفرید و او را هنگام خطاب در مناجات نامید.
و نورِ مُحدَث: همان ظاهرِ صورت است، و آن همان جسمی است که برای عالَم ظاهر شد. پس این همان ظاهرِ اسم است که باطنِ باب میباشد.
همانگونه که فرمود: و باطنِ آب، شخصی است؛ و او نوری است مخلوق از نورِ خدا، و او جبل است و روح سین (اشاره به سلمان) از اوست، و باطنِ او همان است که ذکر کردیم. و او دلیل و رسول است، معنی آن این است که: او فرستندۀ رسولان و شارعِ شریعتها است.




