لکن اسحاق در روش روایت بر یکی از دو وجه است: یا آن است که مولای ما حسن او را اهل علم ندیده است، و به همین دلیل چیزی را به او بیان نکرده است؛ یا آن است که اسحاق به مولای ما حسن -عَزَّ عَزُّهُ- ایمان نیاورده است؛ و به همین دلیل از او روایت نکرده است. خداوند نعمتی که داریم را از ما تغییر ندهد و ما را بر آن به کَرمش ثابت گرداند.
و حیدرة، فرزند شیخ ما ابوالفتح قدّسه الله شعری دارد:
(و من از قومی هستم که شمشیرهایشان / تیز است هنگامی که جنگ شعلهور شود / ولیکن فخر من از نُمَیر است و انتساب مییابم / به ابن نُصَیر، صاحب جلالت معظم / و پیرو اسحاق احمر نیستم / ولیکن باطنم شُعَیبی است، پس بفهم!)




