الْأَحْمَرُ، لِأَنَّ نَجَاتَهُ مَوْجُودَةٌ وَهُوَ يَحِيدُ عَنْهَا لِمَا بِهِ مِنْ الضِدِّيَةِ وَ الْإِنْحِرَافِ عَنْ الْحَقِّ فِي كُلِّ قُبَّةٍ.
و ابوالقاسم علی بن احمد طبرانی برایم نقل کرد، با اسنادش از راویان موثقش، از اسحاق احمر لعنه الله:
بر مولای ما حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- وارد شد، و ابوشعیب محمد بن نُصَیر سلام بر او در حضور او بود. پس مولای ما فرمود، در حالی که اسحاق در مقابلش ایستاده بود و با دستش به سید ما ابوشعیب اشاره میکرد: علم راه روشن برای خواستارش آشکار است / و دلها را از راه روشن در کوری میبینم / و به راستی از هلاکشوندهای تعجب کردم که نجاتش موجود است / و به راستی از نجاتیافته تعجب کردم.
و مولای ما قصد داشت که حجت را بر اسحاق احمر و کسانی که پایینتر از او بودند، ثابت کند، زیرا سید ابوشعیب باب او و راه اوست، و او علم راه روشن و طریق به سوی مولا -عَزَّ عَزُّهُ- و اقرار به بابیّت برای اوست. و هلاکشونده همان اسحاق احمر است، زیرا نجاتش موجود بود و او به سبب دشمنی) و انحراف از حق در هر دوره ، از آن رویگردان شد.




