روزگار را برای کسی که به خاطر تو بر من ظلم کرد، آرام ساز؛ هرچند که در علم تو، بازگشت او به ایمان به تو و تسلیم برای تو سبقت گرفته باشد.
پس همانا ثنای تو بزرگ است. میدانی که من از زمانی که مرا بر توحیدت فطرت دادی، جز به سوی تو روی نیاوردم و به ربوبیّت به معبودی جز تو اشاره نکردم. و همانا از صفات حسنای تو در مجموعۀ ایمان من به تو، این است که تو همان شنوای بینا هستی که صداها تو را کر نمیکند، و لغتها بر تو مشتبه نمیشود، و حاجات تو را ناتوان نمیسازد. و همانا هر چیزی نزد ما راز است، نزد تو آشکار است، و آنچه نزد ما غائب است، نزد تو حاضر و شاهد است. و تو همان اللهی هستی که هیچ معبودی جز تو نیست، علیّ عظیم. پس قدمهای ما را ثابت بدار و ما را بر قوم کافرین یاری کن.
یونس بن ظبیان علیه السلام گفت: هنگامی که از دعایش فارغ شد، سرش را از سجده بلند کرد. پس به او گفتم: فدایت شوم، آیا به ما امری میفرمایی؟
فرمود: بر شما باد به مفضل بن عمر سلام بر او، زیرا در او جانشینِ جانشین و تأویل آنچه در مصحف است، وجود دارد. پس رأی او را همراه بگیرید و امر او را اطاعت کنید. زیرا سخت شده است و زمان بر اهل آن دَوَران کرده است.
و من در هنگام وصیت او، به مفضَّل نگاه میکردم و او همانند زنی باردار در ماه آخر بود. پس مفضَّل سلام بر او فرمود: امشب، تو خود باش. زیرا ندا میدهم که تو همان




