آن همان است که خاص و عام میدانند، و باطنِ آن، در میان گذاشتنِ علم با کسی است که نه «اُبوّت»ی دارد و نه «سماع» (شنیدن مشروع) و به همان حالتی که بر آن است، رضایت داده است». و از او، از شیخ ابوسعید میمون بن قاسم الطبرانی که خداوند چهرهاش را نورانی گرداند روایت است که گفت: از مولایم، الجلّی که خداوند او را مقدس گرداند و درجهاش را رفیع سازد دربارهی این فرمایش خداوند عزّ و جلّ پرسیدم:آنان را به نام پدرانشان بخوانید که این نزد خدا منصفانهتر است. و اگر پدرانشان را نمیشناسید، پس برادران دینی و موالیان شمایند. و در آنچه به خطا کردهاید، بر شما گناهی نیست، ولی در آنچه دلهایتان عمدًا قصد کرده است گناه است. و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
[71] وَمِمَّا جَاءَ فِي الخَبَرِ: "مَنْ لَمْ تَثْبُتْ أُبُوَّتُهُ لَمْ تَصِحَّ أُخُوَّتُهُ"فَقالَ: سَماعِي فِيهِ مِنْ شَيْخِي أَبِي عَبْدِ اللّٰهِ الخُصَيْبِيِّ شَرَّفَ اللّٰهُ مَقَامَهُ أَنَّ مَعْنَاهُ إِذَا لَقِيَ المُؤْمِنُ رَجُلًا ذُكِرَ لَهُ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ اِسْتَكْشَفَهُ وَسَأَلَهُ عَنْ أُبُوَّتِهِ، فَإِنْ صَحَّتْ لَهُ فَهُوَ أَخُوهُ فِي الدِينِ لِقَوْلِهِ -عَزَّ وَجَلَّ- : ﴿اُدْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ﴾ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ أَبٌ كَانَ أَخُوكَ فِي الدِينِ بِغَيْرِ أُبُوَّةٍ، فَإِنْ دَعَاكَ أَبًا وَسَأَلَكَ ذٰلِكَ وَآنَسْتَ مِنْهُ رُشْدًا فَأَلْقِ إِلَيْهِ مَعْرِفَةَ اللّٰهِ تَعَالَى فَأَنْتَ مَوْلَاهُ. وَبِالإِسْنَادِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الحُسَيْنِ الجَلِيِّ نَضَّرَ اللّٰهُ وَجْهَيْهِمَا عَنْ سَمَاعِ المُؤْمِنِ مِنْ أَبِيهِ الدُنْيَوِيِّ فِي البَشَرِيَّةِ؟ فَقَالَ: هٰذا بَاطِلٌ وَمُحَالٌ سَأَلْتُ عَنْهُ سَيِّدَنَا وَشَيْخَنَا الخَصِيبِيِّ فَقَالَ:




