الْخُصِيبِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ سَالِمِ بْنِ مُكْرَمِ بْنِ الْعَبْسِيِّ عَلَيْهِ السَلَامُ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْخَطَّابِ مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي زَيْنَبَ مِنْهُ السَلامُ وَقَدْ كَسَرَ بَابَ السِّجْنِ الَّذِي كَانَ فِيهِ بِدَارِ الرِّزْقِ بِالْكُوفَةِ، وَهِيَ الدَّارُ الَّتِي كَانَ يُخْزَنُ فِيهَا طَعَامُ السُّلْطَانِ، وَخَرَجَ وَأَصْحَابُهُ مِنْ حَوْلِهِ حَتَّى أَتَى إِلَى الْجَامِعِ وَرَقَا إِلَى الْمِئْذَنَةِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: "أَنَا اللَّهُ الْمَأْلُوهُ بِالْأُلُهِيَّةِ الْمَعْرُوفُ بِالْأَزَلِيَّةِ، فَمَنْ تَقَوَّلَ عَلَيَّ مَالَمْ أَقُلْ فَقَدْ بَرِيءَ مِنْ تَوْحِيدِ جَعْفَرٍ الرَّفِيعِ الْأَعْلَى".
ندای سید ما ابوالخطاب سلام بر او هنگام خروج از دارالرزق و آن خبر، چیزی است که شیخ من ابوالفتح محمد بن الحسن بغدادی رضی الله عنه برایم نقل کرد، از پدرش، از جدش ابواسحاق رُقاعی ، از سید ما ابوعبدالله حسین حمدان خصیبی ، راویان موثقش ، از ابوخدیجه سالم بن مکرم بن عبسی علیه السلام که گفت:
ابوالخطاب محمد بن ابی زینب درود از او باد را دیدم که درِ زندانی را که در آن در دارالرزق کوفه (خانهای که غذای سلطان در آن انبار میشد) بود، شکست، و او و اصحابش در اطرافش خارج شدند تا به مسجد جامع رسید. و او بر مناره بالا رفت. پس شنیدم که میگفت:




