از دود و آسمانی از مه و آسمانی از نقره و آسمانی از طلا و آسمانی از یاقوت و آسمانی از زمرّد و آسمانی از نور است.
هر آسمانی سلمان است
و هر آسمانی در باطن سَلسَل است و او باب وحدانیت است، دگرگون نمیشود مگر با ظهور در عالم سفلی، همانطور که او را با نامهای مختلف نگریستند، جبرائیل و یائیل و حام و دان و عبدالله و روزبه و سلمان و او در حقیقت روزبه است و او جبرائیل نورانی است پس تبدیل آسمانها، سرانجام آنها به جهانی دیگر است، و تبدیل هر عالمی در آنها، به حسب آنچه دیگری تبدیل میشود، پس اگر در شخصی از اشخاصِ مراتب و درجات، یا کسی که از آنان گذشته باشد، از کسانی که صفا یافته و بالا رفتهاند، حالتی داخل شود مانند گفتار او: «من در جایگاهی پست بودم، پس با نفس خود تلاش کردم تا از آن رهایی یافتم و به این منزلت بالا برده شدم، و بازگردانده شدم به همان منزلت پس از آن شکّی در او داخل میشود، پس به خاطر اعتراضش استحقاق عقوبت دارد.
و اگر بداند که رفعت و بلندی در هر جایی که مولای او و اسم او و باب او حلول کند، حلول میکنند، و مولای خود را بر آن شکر کند، رفعت و بلندیاش افزوده میشود، و اگر اعتراضی در او داخل شود هنگام تغییر باب با نامها و صفات، و هنگام امتحان مولی




