از بین رفته است و همانا تو به یک موضع واحد از زمین و مکان ها و کوه ها می آیی و در آن حفر میکنی پس آبش شور و تلخ بیرون می آید که نوشیدن از آن ممتنع است و مردم آن را ناخوش دارند و از آن به موضعی دیگر میروی و حفر میکنی پس آب شیرین و گوارا بیرون می آید، در حالی که آن دو در یک قطعه زمین واحد و نزدیک به هم هستند و فاصله ای میانشان نیست و همچنین در دریاهای شور چشمه ای شیرین و گوارا در جزایر و سواحلش چه نزدیک و چه دور از آن بیرون می آید و همچنین در دریاهای شیرین جاری مانند فرات و غیر آن از رودها و دره ها در سواحلشان حفر میشود پس از آن چشمه ای شور و تلخ بیرون می آید و مانند آن در قله های کوه ها و درون دره هاست و همانا آب از آنها میجوشد که در آن هم شیرین است و هم شور در حالی که آن دو از یک معدن واحد هستند و برای آن دلیل دیگری است که برایت توضیح میدهم، و آن اینکه بسا محل حفر شده آب چشمه ای شیرین نوشیدنی است و پیوسته بر گذر روزگاران و ایام بر همان حال است تا اینکه آن آب شیرین تغییر میکند و شور میگردد به گونه ای که نوشنده را از ورود بر آن باز میدارد و مردم از آن دوری میکنند و شگفت انگیز میشود و تعجب عارفان به آن زیاد میگردد که چگونه شیرین و گوارا بود و شور و تلخ گشت؟ پس به سبب تغییرش برای عارفانش در هر دو حالت به صورت مثلی درمی آید و همانا چشمه ای جاری و دریایی معروف به جریان آب است که عبور در آن جز با کشتی ها به سبب بزرگی و وسعت و عمق دور و کثرت امواجش ممتنع است تا آنجا که کسی قادر به عبور در آن نیست مگر هنگام آرامشش از شدت هولناکی




