بر درنده واقع شده مانند همان قتلی است که از آن درنده در حالی که در حالت بشری بوده بر قاتلش در حالی که درنده ای در حالت مسوخیت بوده واقع شده است.
همچنین عالم میگوید هنگامی که چیزی مانند آن روی دهد درنده را جز درنده ای مانند خودش نمیکشد و این بدان سبب است که در هر کور و دور و حقب (دوره های زمانی) و بازگشتی آن بشر به درنده منتقل میشود و آن درنده به بشر منتقل میگردد پس فاعل حق خود را از مفعول به طور کامل می ستاند سپس مفعول بازمیگردد و حق خود را از فاعل به طور کامل می ستاند که این عدلی از جانب باری تعالی در میان همه آفریدگان است و همچنین حکم او در همه اصناف بشریت و مسوخیت، وزن به وزن جاری میشود از گزش و سیلی و خراش و لگد و هل دادن و کشتن و همانا از ایشان کسی است که بیماری و نقص عضو بر او عارض میشود پس اگر مالک چیزی بوده آن چیز نیز مالک او میشود همانگونه که او مالک آن بود و اگر او را آزاد کرده او نیز آزادش میکند و اگر حالی به او رسانده حالی مانند آن به او میرساند.




