پس هرگاه دعوت ضد در نفس مؤمنه مستقر شد آن جوهر او را باز میدارد و با او معارضه میکند و فهم خود را به او القا میکند و زشتی آن را برای او آشکار میسازد، اگر نفس بازایستاد و پذیرفت دعوت ضد از او دور میشود و برای آن در آن نفس، مستقری قرار نمیدهد، و اگر نفس با آن جوهر مخالفت کرد و با آن دشمنی ورزید و در آنچه برای او روشن ساخت به او گوش نداد و دعوت ضد غالب شد آن جوهر از معدن زائل میشود و آن نفس مستقری برای دعوت به ضد میگردد، و هر چیزی از حیث سایر وجوه باطل را که دعوت ضد، بر او وارد کند آن را میپذیرد و آن را اجابت میکند بر خلاف جوهر که همان سبیل (راه) است.
زبان بیانگر
بدان ای مفضل که هر عضوی را بیانگری است و اعضای بیانگر را یک بیانگر واحدی است که اگر او نبود کار آن اعضا و بیانشان دانسته نمیشد.
اما بیان شناخت اعضای بیانگر: نخستین آنها دو چشم است و آن دو عضوی هستند که بیانشان نگریستن است و دو گوش که آن دو عضوی هستند که بیانشان شنیدن است و بینی که یک عضو است و بیانش بوییدن است و دهان که یک عضو است و بیانش چشیدن است و دو دست که دو عضو هستند و بیانشان بطش (گرفتن با شدت و قدرت) و لمس کردن است و دو پا که دو عضو هستند و بیانشان سعی (کوشش




