است، و ترس بر آن از آن است که به دست غیر مستحقش بیفتد و مانند زنا و فریب را برگیرد و چنان بنماید که بر آن دلسوز است و اگر ناچار شود و به اقامه واجب در آن مطالبه گردد آن را به سوی عالَم بانگ میزند و اهلش را بدنام میکند و آنچه در ایشان نیست به آنان نسبت میدهد و [تهمت] را سخنچینی نموده و آنان را به سوی سرکشان زمان میبرد پس در حال تباهی و هلاکت خواهند بود، و آن گوینده به کسی که حالش چنین میشود، به تحقیق تبذیر نموده و بخشیده و آنچه به ستر و صیانتش امر شده بود، کشف کرده است، پس به سبب آن سزاوار عذاب دردناک و کیفر سخت از خواری و فقر و سختی و رنج از جانب مولایش میشود، و از درجهاش که در آن نزدیک به خلاص شدن بود سقوط میکند پس تیزی همان آشکار ساختن آن لفظ به سوی کسی است که معرفت به او القا میشود زیرا هنگامی که آن را با زبانش آشکار ساخت پس بازگرداندنش به معدنش که از آن خارج شده ممکن نیست.




