خود، دوست دارد كه هر جويندهای به آنچه مولايش(از معرفت) او را بدان رسانده، برسد، و با اين كار سخن مولايش برای او كامل میشود كهمؤمن، مؤمن حقيقی نيست، مگر آنكه برای برادر مؤمن خود همان را بخواهد كه برای خود میپسندد.
و همانا منظور، اهل اين منزلت است، كسانی كه از عقبات صراط عبور كرده است و به آنچه از تفضلِ خداوند بر آنان شرح دادم، رسيدهاند، و از آنان كسانی هستند كه در نخستين درجه از ايمان و دين در بشريت قرار دارند، و كسانی كه با اين وصف باشند، برای برادرانشان و كسانی كه در منزلت از آنان پايينترند، همان را میپسندند كه برای خود میپسندند، از لحاظ دين و دنيا، و آنچه را برای خود ناخوش میدارند برای آنان نيز ناخوش میدارند، و هرگاه به منزلتی بالاتر صعود كنند و خداوند نعمتی به آنان ببخشد، دوست دارند كه كسانی كه پايينتر از آنهايند نيز با آنان در آن شريك باشند، پس هرگاه تسليمشوندهی وارد به اين امر را ببينی كه به اين صفت و با اين مداومت به معرفت اقرار میكند، برای او به سرعت صفا و رهايی از بشريت گواهی ده و اگر برای برادرش آنچه را برای خود دوست دارد، دوست نمیدارد، و آنچه را برای خود میبيند، برای او نمیبيند، و آنچه از دين و دنيا را برای خود برمیگزيند، برای او برنمیگزيند، و آنچه را برای خود ناخوش میدارد، برای او ناخوش نمیدارد، پس بر او به دوری از صفا و رهايی گواهی ده، و كسی كه برادر مؤمنش را با خود در همهی احوالش برابر بداند، در بشريت جز به يك پيراهن( قمیص و قالب بشری) بازگردانده نمیشود؛ و چقدر فاصله است ميان




