و ای مفضل، اين همان منزلت كسی است كه از گردنههای صراط1 گذشته است و آن غير از چيزی است كه در(علم) ظاهر ذكر كردهاند كه بنده هرگاه از صراط بگذرد، وارد بهشت میشود، در حالی كه بهشت همان معرفت حقيقی است2، نهايت معرفت و منتهایی است كه شيئ به غايت خود میرسد.
سپس ای مفضل، او بر كسی كه پايينتر از اوست و خداوند به او معرفت داده و به حقيقت او(توحید راستین) اقرار كرده است، تفضل میكند، به گونهای كه در صفای
الهوامش
1و اين بيان معنای صراط است و اينكه حقيقت آن در اهل مراتب است، كسانی كه گذر از صراط جز به واسطهی ايشان ممكن نيست. و این شرح دربارهی صراط، با روايتی در مختصر البصائر موافق است كه صراط از آن گذر نمیشود و به بهشت داخل نمیگردند مگر به واسطهی اوصياء و اولياء در هر زمان؛ و آن روايت چنين آمده است.قيل للنبي ﷺ: من الولي يا نبي الله؟ فقال: وليكم في هذا الزمان علي ومن بعده وصيه، ولكل زمان عالم يحتج الله به لئلا يقول كما قال الضلال قبلهم حين فارقتهم أنبياؤهم ( رَبَّنَا لَوْ لَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً فَتَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزى ) بما كان من ضلالتهم وهي جهالتهم بالآيات وهم الأوصياء، فأجابهم الله عز وجل: ( قُلْ كُلِّ مُتَرَبَّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِي وَمَنْ اهتدى ) وإنما كان تربصهم أن قالوا: نحن في سعة من معرفة الأوصياء حتى نعرف إماماً، فعيرهم الله بذلك.فالأوصياء هم أصحاب الصراط وقوفاً عليه، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه، لأنهم عرفاء الله عرفهم عليهم عند أخذه المواثيق عليهم، ووصفهم في كتابه فقال عز وجل: ﴿وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلّاً بِسِيمَاهُمْ ) وهم الشهداء على أوليائهم، والنبي ﷺ الشهيد عليهم، أخذ لهم مواثيق العباد بالطاعة، وأخذ النبي ﷺ عليهم الميثاق بالطاعة، فجرت نبوته عليهم، وذلك قول الله عز وجل: ﴿فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هُؤُلاءِ شَهِيداً * يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا« به پيامبر عزعزه گفته شد: ای پيامبر خدا، ولی كيست؟ پس فرمود: ولی شما در اين زمان، علی عزعزه است و پس از او، وصی او، و برای هر زمانی عالمی است كه خداوند به او احتجاج میكند تا آن گمراهان پيش از آنان نگويند هنگامی كه پيامبرانشان آنان را ترك كردند: ﴿پروردگارا چرا پيامبری به سوی ما نفرستادی تا پيش از آنكه خوار و رسوا شويم از آيات تو پيروی كنيم؟﴾ به سبب گمراهیشان كه همان جهل آنان به آيات (كه همان اوصياء هستند) بود. پس خداوند ،عَزَّ وَجَلَّ، به آنان پاسخ داد: ﴿بگو هركس مترصد است، پس شما نيز مترصد باشيد، پس به زودی خواهيد دانست كه ياران راه راست (صراط سَویّ) و هدايتيافتگان چه كسانی هستند.﴾ و مترصد بودن آنان از اين رو بود كه گفتند: ما در معرفت اوصياء در گشايش هستيم تا امامی را بشناسيم. پس خداوند آنان را به سبب اين [سخن] توبيخ كرد.پس اوصياء، ياران صراط هستند كه بر آن ايستادهاند، و به بهشت داخل نمیشود مگر كسی كه آنان را شناخته و آنان نيز او را شناختهاند، و به دوزخ داخل نمیشود مگر كسی كه آنان را انكار كرده و آنان نيز او را انكار كردهاند، زيرا آنان عُرَفای (شناسندگان) الهی هستند كه خداوند آنان را هنگام گرفتن پيمانها بر ايشان به بندگان شناساند و آنان را در كتاب خود وصف كرد و فرمود ،عَزَّ وَجَلَّ،: ﴿و بر اعراف، مردانی هستند كه هر كس را از سيمايش میشناسند.﴾ و آنان گواهان بر اوليای خود هستند، و پيامبر ،عَزَّ عِزُّهُمَا، گواه بر ايشان است. برای آنان از بندگان بر طاعت پيمان گرفت، و پيامبر ،عَزَّ عِزُّهُ بر ايشان پيمان بر طاعت گرفت، پس نبوت او بر ايشان جاری شد، و اين همان سخن خداوند ،عَزَّ وَجَلَّ، است: ﴿پس چگونه است هنگامی كه از هر امتی گواهی آوريم و تو را بر اينان گواه آوريم؟ * در آن روز كسانی كه كفر ورزيدند و پيامبر را نافرمانی كردند، آرزو میكنند كه ای كاش زمين با ايشان يكسان میشد و سخنی را از خدا پنهان نمیدارند.﴾عن المفضل بن عمر، قال: سألت أبا عبدالله الصادق “ع” عن الصراط، فقال: هو الطريق إلى معرفة الله عزّوجلّ، وهما صراطان: صراط في الدنيا، وصراط في الآخرة، فأما الصراط الذي في الدنيا فهو الإمام المفروض الطاعة، من عرفه في الدنيا، واقتدى بهداه أمرَّ على الصراط (توضيح: أي هو أمام كل زمان وهو المؤمن من أهل المراتب الاعلى منك في المرتبة والذي تأخذ علمك منه وتأتم به حتى يرفعك ) الذي هو جسر جهنم في الآخرة، ومن لم يعرفه في الدنيا زلَّت قدمه عن الصراط في الآخرة فَتَردى في نار جهنم« ز مفضل بن عمر روايت شده كه گفت: از ابو عبد الله صادق ،عَزَّ عِزُّهُ، دربارهی صراط پرسيدم، پس فرمود: «آن، راهی به سوی شناخت خداوند ،عَزَّ وَجَلَّ، است، و آن دو صراط است: صراطی در دنيا و صراطی در آخرت. اما صراطی كه در دنياست، همان امام واجب الطاعه است؛ كسی كه او را در دنيا بشناسد و به هدايت او اقتدا كند، از صراط (توضيح: يعنی او امام هر زمان است و همان مؤمن از اهل مراتب است كه در مرتبه بالاتر از تو قرار دارد و علم خود را از او میگيری و از او پيروی میكنی تا تو را بالا ببرد) كه در آخرت پل دوزخ است، میگذرد، و كسی كه او را در دنيا نشناسد، قدمش در آخرت از صراط میلغزد و به آتش دوزخ سقوط میكند. معانی الاخبار صدوق
2عن المفضل بن عمر، قال: سألت أبا عبدالله الصادق عزه عزه عن الصراط، فقال: هو الطريق إلى معرفة الله عزّوجلّ« از مفضل بن عمر روايت شده كه گفت: از ابو عبد الله صادق ،عَزَّ عِزُّهُ، دربارهی صراط پرسيدم، پس فرمود: «آن ، راهی به سوی شناخت خداوند ،عَزَّ وَجَلَّ، است.




