میتواند در شرق يا غرب يا آسمان يا زمين اقامت گزيند و میداند كه مولا و حجاب و باب او، كجا هستند، پس اگر حضورش را اراده كند، حاضر میشود، يا اگر ماندنش را در جايی از مكانها دوست بدارد، اقامت میكند، و اگر با بشريت انس بگيرد، با آن ها انس میگیرد و آنان را میشناساند و درمیانشان حضور می یابد و آنها او را میشناسند تا بدانجا كه میتواند در ميان گروههايی بنشيند و با آنان همسخن شود و به زبانی از زبانهای رايج در ميانشان با آنان سخن بگويد، و سپس آنان را ترک کند و او را نبينند و از او آگاه نشوند و ندانند كه چگونه رفت، در حالی کهشهادت می دهند كه با آنان سخن میگفته است.
و ای مفضل، اين همان سخنی است كه مردم میگويند هنگامی كه گفتگويی با بشری مانند خودشان داشته باشند، و او آنان را مبهوت سازد و با حجت بر آنان پيروز شود، و چيزی بياورد كه دلهای آنان تاب تحملش را ندارد و هرگز مانند آن را نشنيدهاند، در حالی كه آنسخنگو در نظر آنان از نظر هوش، فهم و درايت پايينتر از آن منزلت است، و از او در گفتگو سخن درست و حجتی كامل به ياد ندارند، پس هرگاه آن كس كه در نظر آنان ناتوان است، بيايد و در سخنش نزد آنان با آن سخنی كه دلهايشان تاب تحملش را ندارد، مبادرت ورزد، با تعجب به او میگوينداين سخن را از كجا آوردی؟ اين از كلام تو نيست، و هرگز مانند آن را نياوردهای! اين را از كجا آوردی و چه كسی آن را به تو آموخت؟




