زمانی كه آفريدگان از رسيدن به نهايت عقبههای هفتگانه1 ناتوان باشند، همانا آنها در رنج و مشقت و تيرهروزی و طلب خواهند بود(2).
و ای مفضل، بدان، كه نخستين گردنهای كه عارفِ جوينده میپيمايد عقبه یممتحن3 است، پس هرگاه جويندهی مشتاق از ممتحن، علم باطن را بشنود و آن را بپذیرد و به آن اعتراف نمايد و در برابر آن گردن بنهد و بر آن پايداری كند، و افزونی آن را طلب كند، به راستی سزاوار میشود كه مولايش او را به عقبهی دوم برساند، و آن عقبه ی مُخلَص 4است، و هنگامی كه به شنيدن دانش مخلص برسد، در حقيقت به گردنهی دوم وارد شده و نزد آن ايستاده است، و اگر آنچه ممتحن به او القا كرده و آنچه از او شنيده
الهوامش
1عن محمد بن سنان قال مولانا الصادق عز عزه: حرام على كُل من بلغ ولاية أمير المؤمنين عز عزه ولم يبلُغ فيها الغاية القصوى(الحجب والانوار)« ز محمد بن سنان روايت شده كه مولای ما صادق ،عَزَّ عِزُّهُ، فرمود: «حرام است بر هر كس كه به ولايت امير مؤمنان ،عَزَّ عِزُّهُ، برسد و در آن به غايت قصوی نرسد.»
2عن بريد قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول في قول الله تبارك وتعالى: " أو من كان ميتا فأحييناه وجعلنا له نورا يمشي به في الناس " فقال: " ميت " لا يعرف شيئا و " نورا يمشي به في الناس ": إماما يؤتم به " كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها " قال: الذي لا يعرف الامام.« از بريد روايت شده كه گفت: از ابا جعفر ،عَلَيْهِ الْسَّلَامُ، شنيدم كه دربارهی سخن خداوند تبارک و تعالی میفرمايد: ﴿آيا كسی كه مرده بود، پس او را زنده كرديم و برای او نوری قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه میرود﴾ فرمود: «مرده»، كسی است كه هيچ چيز نمیداند و «نوری كه با آن در ميان مردم راه میرود»: امامی است كه از او پيروی میشود، ﴿مانند كسی است كه مثال او در تاريكیهاست و از آن خارج نمیشود﴾ فرمود: كسی است كه امام را نمیشناسد.». الكافي
3ممتحن يعنی خالصشده، پاكيزهشده و تهذيبشده،از مَحَنْتُ الْفِضَّة(نقره را پالايش كردم) به معنای آن است كه آن را با آتش خالص و پاك كردی. و مَحَنْتُهُ و امْتَحَنْتُهُ به منزلهی خَبَرْتُهُ و اخْتَبَرْتُهُ و بَلَوْتُهُ و ابْتَلَيْتُهُ (آزمودم) است(لسان العرب)
4مُخْلَص كسی است كه خداوند او را خالص كرده و او را برگزيده و از هرگونه آلودی پاك ساخته است. و مُخْلِص كسی است كه خداوند متعال را به خلوص به يگانگی شناخته است. و به همين دليل به سورهی قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، سورهی اخلاص گفته شده است. و به اين نام خوانده شده زيرا در وصف خداوند متعال و پاك، خالص است.




