فقالوا: لابد: فقال: قد أقمت عليكم المفضل اسمعوا منه وأقبلوا عنه، فإنه لا يقول على الله وعلي الا الحق، فلم يأت عليه كثير شئ حتى شنعوا عليه وعلى أصحابه وقالوا: أصحابه لا يصلون ويشربون النبيذ وهم أصحاب الحمام ويقطعون الطريق والمفضل يقربهم ويدنيهم(1).
از ابن ابی عمیر با اسنادش روایت شده که شیعیان هنگامی که ابوالخطّاب آن وقایع را به وجود آورد، نزد ابی عبدالله منه السلام رفتند و گفتند: مردی را برای ما بگمار تا در امر دینمان و آنچه از احکام نیاز داریم، به او پناه بریم، امام فرمود: شما به این نیاز ندارید، هرگاه یکی از شما نیاز پیدا کرد، به سوی من بالا میآید، از من میشنود و برمیگردد، گفتند: چارهای نیست
الهوامش
1المصدر: رجال الكشي




