به او و تسلیم به حجاب و بابش دعوت نمود؛ [اما] از آنان همانند آنچه در ابتدا بود، از انکار و کفر به او، و امتناع از اطاعت حجابش، و انکار بابش سر زد.
پس آنان را به سوی مَسوخیّت منتقل میکند، تا در وقت و زمانی، کسی که حملشده بوده، حملکنندهٔ کسی شود که او را حمل کرده بود، و کسی که مقتول بود قاتل کسی شود که او را کشته بود، و کسی که مملوک (برده) بود، مالک کسی شود که او را در ملکیت داشت، و کسی که مرکوب (سوارشده) بود، سوار کسی شود که بر او سوار شده بود.
و این [حوادث] در میان آنان، از فیل و شیر و شتر، تا مار و عقرب و کِرم که برخی برخی دیگر را میخورند، جاری میشود؛ پس برخی برخی دیگر را میکُشند، و برخی بر برخی دیگر سوار میشوند، و برخی برخی دیگر را آزار میدهند، مَثل به مَثل و شیء به شیء.
و اگر عالَم واژگون آنچه شنیدند و شناختند را تعقّل میکردند، حتماً بر خودشان شفقت میورزیدند و میدانستند که احتیاطی که انسان بر چهارپایان، پرندگان حشرات و سایر موجودات مسخشده انجام میدهد، همانا بر نفس خود احتیاط میکند و احسانی که به آنها میکند، به نفس خود میکند، و بدی ای که به آنها میکند، هنگام بازگشت به آن [قالبها]، به نفس خود میکند، و همانا مالک، مالکِ مملوک میشود، و مملوک،




