پس در آنجا به آسمان در حالی که دُخان بود، یعنی در حالی که در نورانیّت کون اول بود، و به زمین در حالی که در بشریتِ زمینی بود، و این در یک وقت واحد [رخ داد] فرمود:﴿خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: مطیعانه آمدیم،﴾(1).
و این [اتفاق] هنگام ظهور او برای آن دو [آسمان و زمین] و نگریستنشان به او و تصدیقشان در یک وقت واحد بود، پس آن دو شخص [آسمان و زمین] هر دو اجابت کردند، هنگامی که او با بشریّت برایشان ظاهر شد، و دانستند که او همان [معنا] است، و آن اجابت، یعنی، مطیعانه آمدیم، اجابت باب و یتیم بود به واسطهٔ اقرارشان برای معنا به احدیّت، و برای اسم او به واحدیّت.
و به راستی برای تو ای مفضّل ثابت شد که هر آسمانی، سَلسَل در نورانیّت است، و هر زمینی، مقداد در ترابیّت [خاکی بودن] است، و کسانی که پس از آن دو از اهل مراتب و درجات هستند، در منزلت پایینتر از آن دو قرار دارند، و این بدان سبب است که باب، حجّت بر اهل مراتب است، زیرا آنان از جوهر وجودی او ظاهر شدهاند و او جوهر آنهاست، و همچنین هر مرتبهای، حجّت بر کسی است که پایینتر از اوست زیرا برخی از آنان از جوهر وجودی برخی دیگرند، و اصل آنان از جوهر وجودی باب است، و باب از نور اسم، و اسم از نور ذات معناست.




