و هرگاه حالتی بر آنان [عالمیان] عارض شود، میگویند :لعنت خدا بر ابلیس و این [لعنت، در حقیقت] ناشی از افزایش او [ضدّ] در طغیان، کفر، جحود و انکارش، و افزایش بلا و شرّش بر هر که به او نزدیک و یا از او دور است، میباشد.
حال گذشته
آیا نمیبینی ای مفضّل، که شخصی را میبینی که با تو خویشاوند، نزدیک، یا منسوب نیست، حتی با او معرفت، دوستی، اُنس، یا معاشرتی نداری، اما چیزی از سختیها و گرفتاریها بر او نازل شده است، پس دلت به حال او رقیق میشود و بر او رحم میکنی و به او مهر میورزی، و اگر میتوانستی، او را از آنچه در آن است، با تمام آنچه برایت مقدور است از مال، دارایی، خانواده و فرزند، فدا میکردی؟.
و [در عین حال] همانا خویشاوند، نزدیک، محبوب، دوست، فرزند، و پدری را میبینی که در عذاب دردناک است، گرفتاری عظیمی بر او نازل شده است، اما دلت برایش رقیق نمیشود، و بر او مهر نمیورزی، و تأسف نمیخوری و از خداوند میخواهی که آن [عذاب] را برایش دوچندان کند؟ و همانا او به تو پناه میآورد و از تو کمک میخواهد و تو میدانی که او مظلوم و تحت ستم است، پس اگر از تو کمک خواست و تو را به حالتی خواند که در آن از تو یاری میجوید، تو بر ضرر او هستی نه با او، تا جایی




